
هر روزتان نوروز باد
در آستانه نوروز دلها را صفا بخشیم تا از گرمی محبت او دلشاد شویم و یک دِله، همدلی پیشه کنیم و خانه دلمان را رُفت و روب و پاکیزه سازیم و زنگار آن بزداییم، تا مستانه به جلوهای سرافرازمان کند و به کانون دلهای با صفا درآید. در طریقت او سودا یکجا کنیم تا از آتش محبتش گرمی یابیم و باده وصالش را بنوشیم و جمال بیمثالش را به خانه دل بخوانیم، هستی فرو گذاریم و سرمست شویم و دستافشان روز نو و نوروز پیروزمان را جشن بگیریم، که عید صوفیان بی باده وصال دوست، نوروز نیست. شکوه و شادی نوروز را با نیکوکاری و خدمت راستین تکامل بخشیم و دل و جان را با یاد او سرسبز و با نشاط و تازه نگاه داریم و دلهای خسته را پاس بداریم که سُرور صوفیان در شادمانی و سرمستی دیگران است. باشد به لطف دوست در آتش عشق بسوزیم تا به عنایتش نوروزمان پیروز و هر روزمان نوروز باد
نوروزتان پیروز باد
هرچند برای صوفیان هر روزی که به یاد او سرآید، روزی نو و نوروزی باشکوه است، عید باستانی نوروز و آیین دیرپای نیاکانمان را که ریشه در هزارهها دارد و سرآغاز حیات تازه طبیعت و فرصتی برای شست و شوی برون و تزکیه درون است، پیشاپیش به نیکویی گرامی میداریم. باشد که روز نوروز، به همانگونه که در آیینه ایستاده در سفره هفت سین سنتی خیره میشویم تا چهره خود را، دور از آلودگیها ببینیم، به آیینه دل نیز روی آوریم و سیمای درونی خود را هم دور از تمامی آلایشها، پاک و منزه تماشا کنیم. اگر هنوز شاخ و برگی خشکیده از دلبستگی به مال و منال و جاه و مقام دنیا بر دامن دل چنگ میزند، آنها را فرو ریزیم و جز دوست را از خانه دل برانیم تا به عنایت او در سال نو هر روزمان، در راه خدمت و محبت بیریا به خدا و خلق خدا، نوروز و نوروزمان پیروز باد
بر گرفته از وب سایت سلسله نعمت اللهی


پیام تصوّف برای هر صوفی این است که به یاد خدا و خدمتگزار خلق باشد . _یاد خدا_: یاد خدا برای وحدت توجه صوفی است . صوفی با توجه دائم به خاطر حق ( وجود مطلق ) می کوشد که خاطر های دیگر را فراموش کند تا آنجا می گوید : من آنچه خوانده ام همه از یاد من برفت.... غیــر از حدیث دوست که تکرار می کنم . گفته اند : بایزید مریدی داشت که بیست سال از وی جدا نشده بود ، هر روز که شیخ او را خواندی ، گفتی : ای پسر نام تو چیست ؟ روزی به شیخ گفت مرا مسخره میکنی که بیست سال است در خدمت تو هستم و هر روز نام من می پرسی ؟ شیخ گفت : ای پسر! استهزاء نمی کنم لیکن نام او آمده وهمۀ نام ها از دل من برده است . این است که هر روز نام تو یاد می گیرم و باز فراموش می کنم . _خدمت به خلق_: صوفی که عاشق حق است ، مظاهر او را که موجوداتند ، دوست دارد و خدمتگزار آنها است . عبادات و مجاهدات و ریاضات نتیجه اش برای خود فرد است که او را تصفیه می کند و خداوند از آنها بی نیاز است . اما خدمت به خلق ، خدمت به خداست . صوفی می کوشد که دلی را شاد کند تا خدا را خوش آید ، یا به عبارت دیگر خدا را خدمت کند . پس هر که می خواهد حق ( محبوب ) را خادم شود ، باید خادم خلق باشد که گفته اند : عبادت بجز خدمت خلق نیست .... به تسبیح و سجّاده و دلق نیست. بنابراین صوفی راستین کسی است که در باطن حق را یاد کند و در ظاهر خلق را یاری دهد . 
دکتر جواد نوربخش منبع: www.nematolahi.com








